گپ خودمونی     امکانات انجمن     قوانین انجمن     آرایشگاه ها     آموزشگاه ه      آموزش گریم      آموزش کوتاهی

 



تبریک به خانم ثنا
زمان کنونی: 12-08-2016، 12:44 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: شهریار
آخرین ارسال: bita10
پاسخ: 3
بازدید: 584
محبوب کنید:

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تبریک به خانم ثنا
نویسنده پیام
***
کاربران ویژه انجمن
وضعیت : آفلاین

ارسال‌ها: 31

اعتبار: 10
تاریخ عضویت: May 2013
سپاس ها 60
سپاس شده 126 بار در 31 ارسال

ارسال: #1
تبریک به خانم ثنا
سلام و خدا قوت، خانم ثنا خوش آمدین ، ناظم شدنتون رو هم تبریک میگم ، موفق باشین.میتونین رو دوستی و کمک من حساب کنین.


همیشه قیمتی ترین چیزها آنهایی نیستند که در دوردست ها دنبالشان میگردیم .

گاهی همه هستی در کنار ماست ،


کم سویی چشمهاست که ما را به بیراهه می اندازد
06-02-2013 12:07 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط میرزانژاد ، ثنا ، جلال زاده
***
کاربران ویژه انجمن
وضعیت : آفلاین

ارسال‌ها: 21

اعتبار: 10
تاریخ عضویت: Jun 2013
سپاس ها 147
سپاس شده 81 بار در 23 ارسال

ارسال: #2
RE: تبریک به خانم ثنا
شهریارِ عزیزم...شما همیشه آماده ی کمک کردن به دیگران هستی...من واقعا این حسن نیت شما رو دوست دارم مرسی ازینکه اطلاعاتت رو انقدر راحت در اختیار دیگران میذاری
خانوم ثنا...منم مدیریتتون تبریک میگم

حقیقت نه به رنگ است و نه بو
نه به های است و نه هو
نه به این است و نه او
نه به جام است و سبو
(آخرین ویرایش در این ارسال: 06-25-2013 03:11 AM، توسط جلال زاده.)
06-25-2013 03:00 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط شهریار ، میرزانژاد ، ثنا
**
Registered
وضعیت : آفلاین

ارسال‌ها: 1

اعتبار: 0
تاریخ عضویت: Jul 2015
سپاس ها 0
سپاس شده 2 بار در 1 ارسال

ارسال: #3
RE: تبریک به خانم ثنا
تو مثل راز پاییزی ومن رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پراز رازی و زیبایی
ومن در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریایی ترینی ، آبی وآرام وبی پایان
ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف
ومن درآرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها وساکت وسر شار
ومن تنها دراین دنیای دوراز غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور ونامعلوم
ومن درحسرت دیدار چشمت رو به پایانم
تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر ها
ومن هم یک کبوتر تشنه باران درمانم
بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
ببین با تو چه روئیایی ست رنگ شوق چشمانم
شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
هنوز ازعطر دستانت پراز شوق است دستانم
تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد
ومن خواب ترا می بینم ولبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
ومن مرغی که ازعشقت فقط بی تاب وحیرانم
تو می آیی ومن گل می دهم درسایه چشمت
وبعد ازتو منم با غصه های قلب سوزانم
تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
شبست ونغمه مهتاب ومرغان سفر کرده
وشاید یک مه کمرنگ ازشعری که می خوانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد
که تو یک شب بگویی ، دوستم داری تو ، می دانم
غروب آخرشعرم پراز آرامش دریاست
ومن امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم
به جان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم









07-06-2015 11:58 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط میرزانژاد ، عرفان
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان